تبليغاتX
گروه دانشجویی سلماس وحومه
 عکس العمل احمدی نژاد
 

“عکس العمل احمدی نژاد در مصاحبه با شبکه سی بی اس”

 امروز احمدی نژاد با خبرنگار شبكه سي بي اس

مصاحبه داشت و وقتی از او درباره قتل ندا پرسیدند

عکس از قبل آماده شده ای از مروه الشربيني را در

 میاورد و نشان میدهد و میگوید این زن هم در دادگاه

 آلمان با چاقو کشته شده است.

ahmadi_cbs_alman

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در پنجشنبه دوم مهر 1388  |
 کاریکاتور آینده احمدی نژاد
jjhhgg
|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388  |
 نامه 27 استاد دانشگاه به خامنه ای

نامه ۲۷ استاد دانشگاه به خامنه ای : رژیمی که وحشیانه تر از هر مهاجم بیگانه با ملت خویش رفتار می کند از هر بیگانه ای بیگانه تر است

ahmadi_khamenhi_khatami_09

به راستی این دشمنانی که دائماً از آنان سخن می گویید کیانند و چه ویژگی هایی دارند ؟ و اصولاً معیار دوست و دشمن چیست؟ اگر ظلم و غارتگری معیار شناخت بیگانگان و دشمنان است آیا ظلم آشکار و تعدی و تجاوزهای بی شمار شما و ایادیتان به مال و جان و مال و نوامیس مردم، شما را در ردیف بیگانگان و دشمنان قرار نمی دهد؟  آیا لحظه ای اندیشیده اید که در نظر اکثریت ملت تحت ستم ، ماهیت رژیم ولایی شما از رژیم اسرائیل بدتر و خطرناکتر است ؟

—————————

مسیح علی نژاد:
 بیست و هفت تن از اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه تهران طی نامه ای سرگشاده به آیت الله علی خامنه ای، سخنان اخیر وی در نماز جمعه مبنی بر مقایسه ولایت خویش با ولایت علی را زمینه ای برای قلع و قمع مخالفین و معترضین به نتیجه دروغین انتخابات ریاست جمهوری ایران دانسته و نسبت به عواقب آن هشدار داده اند.

اساتید و اعضای هیات علمی دانشگاه تهران طی نامه ای که نسخه ای از آن توسط یکی از اساتید امضاء کننده این نامه در اخیتار جرس قرار گرفته است، علاوه بر تاکید بر حضور معترضان در راهپیمایی روز قدس به منظور پاسخ صریح به خطبه های خامنه ای خطاب به رهبری نوشته اند: شما شبیه امام علی نیستید و مخالفین شما هم شبیه مخالفین امام علی نیستند. زیرا هر سه گروه مخالف امام علی ، بر علیه عدالتخواهی امام شمشیر کشیدند. در حالی که مخالفین شما برای احقاق حق انتخاب مردم و تعیین تکلیف رأی ربوده شدة آنها در برابر شما به اعتراض ایستادند و با مسالمت و مدنی ترین شکل ممکن به تحقیر ملت توسط کودتاگران و دزدان رأی مردم اعتراض کردند. نه باتوم داشتند و نه سلاح سرد و گرم ، در حالی که ایادی آشوبگر و اغتشاشگر شما هم باتوم داشتند و هم سلاح سرد و گرم و سبعیت. پس با چه منطقی خود را به جای امام علی می نشانید و مخالفین خود را به جای مخالفین امام علی؟ و بی شرمانه از مدارای با مخالفین دم می زنید ؟
متن کامل نامه بدین شرح است:

جناب آقای خامنه ای

خطبه های نماز جمعة اخیر (20 / 06 / 88 ) شما بیانگر این بود که شما با شبیه سازی بین حکومت امام علی (ع) و سیاست ایشان در برخورد با مخالفین و نظام ولایی خودتان ، سعی وافر داشتید که اولاً خود را به جای امام علی و مخالفین خود را به جای مخالفین امام قرار داده و قداست و پاکی را از آنِ خویش و نفرت و پلیدی را از آنِ مخالفین خود سازید. ثانیاً تلاش نمودید با شبیه سازی مخالفین خود با مخالفین امام علی ، به زعم خود زمینه را برای قلع و قمع نهایی مخالفین فراهم نمائید. همچنین با ترسیم چهرة دشمنان و دوستان خارجی نظام و نیز تکرار حضور 85 درصدی مردم در انتخابات ، سعی کردید پایگاه مستحکم مردمی نظام را به رخ مخالفان داخلی خود کشیده و داغ و درفش را به سران جنبش مردمی نشان دهید تا هم آنان و هم مردم را از ادامة حرکت جنبش سبز و حضور در راهپیمایی روز قدس باز دارید . در این رابطه نکات قابل تأملی به چشم می خورد که برای تنویر افکار عمومی و احیاناً تنبّه شما ، به تبیین آنها می پردازیم:

1- شبیه سازی بین دو پدیدة اجتماعی یا دو دورة تاریخی زمانی در صورتی امکان پذیر و منطقی خواهد بود که بین آن دو وجوه تشابهی موجود باشد . در حالی که بین نظام علوی و نظام ولایی شما نه تنها وجوه تشابهی وجود ندارد بلکه در تضاد با یکدیگرند. البته شاید تنها وجه تشابه هر دو نظام، واژة اسلامی باشد که به عنوان صفت (واقعی یا غیر واقعی) به دنبال هر دو نظام آمده است.

2- اینکه شما نه تنها علی (ع) و مشابهش نیستید بلکه در مقابل و در تضاد با آن بزرگوار هستید را از مقایسة کارنامة سی سالة شما در ایام پس از پیروزی انقلاب تا کنون با کارنامة سی سالة دوران سکوت و حکومت آن حضرت می توان به وضوح مشاهده کرد ( که البته تفصیل آن نیازمند مجال و مقال دیگری است.)

3- ظاهراً شما در مقام خطابه با مطرح کردن دیدگاههای امام در مورد ارزش حکومت و انگیزة ایشان در پذیرش حکومت ، سعی کردید خود را به ایشان تشبیه نمائید. در حالی که اولاً صرف ادعا برای اثبات این امر کافی نیست و تنها اعمال و رفتار شماست که می تواند مؤید یا نافی این امر باشد. ثانیاً شما عمداً یا سهواً نظر امام را در مورد حق حاکمیت که مختص مردم می داند و لاغیر ،فراموش کردید مطرح بفرمایید و شاید به مصلحت نظام ولایی خویش ندیدید! .آری ، فراموش کردید این سخن امام را مطرح کنید که فرمود: ” ای مردم حق حاکمیت از آنِ شماست و هیچ کس جز آنکه شما او را امیر خود گردانید حقّ حکومت بر شما را ندارد.” و یا آنجا که می فرماید: “رسول خدا (ص) از من پیمانی گرفت و فرمود : ای پسر ابی طالب ، ولایت امّتم حقّ توست. اگر به درستی و عافیت تو را سرپرست خود کردند و با رضایت درمورد تو به وحدت نظر رسیدند، امرشان را بر عهده گیر و بپذیر؛ اما اگر در بارة تو به اختلاف افتادند، آنان را به خواست خود واگذار .”

4- می بینیم که تضاد نگرش و عمل شما با نگرش و عمل امام علی (ع) در این است که امام حق حاکمیت را حقّ مردم می دانست و در مقاطعی که مردم نمی خواستند نه به دنبال حکومت می رفت و نه خود را بر مردم تحمیل می کرد (به عنوام مثال ، عدم شرکت امام در جریان سقیفة بنی ساعده و نـــــه گفتن به پیشنهاد عبدالرحمن بن عوف در شورای حکومتی عمر و خودداری از پذیرش حکومت پس از قتل عثمان، شواهد روشنی هستند بر این نگرش و روش امام ). در حالی که شما با حمایت از طرّاحی و اجرای کودتا و خیانت در امانت مردم ، نه تنها حقّ انتخاب و حقّ حاکمیت را از مردم سلب کردید ، بلکه چشم خود را بر حضور میلیونی و آرام مردم معترض بستید و به جای پاسخگویی آرام و منطقی به اعتراض آرام مردم ، چماقداران حکومتی خود را در ملأ عام بر سر مردم ریختید و به بهانة آشوب و اغتشاشی که ایادی خود شما بر پا کرده بودند و می کنند مردم بی گناه را یا در خیابانها به خاک و خون کشیدید و یا در بازداشتگاههای مخوف قرون وسطایی خود به مسلخ نظام ولایی خود بردید و با شکنجه های جسمی و روحی و حتی فحاشی های رکیک و تجاوز جنسی به زنان و مردان در بند و بی گناهانی که گناهی جز اعتراض به خیانت شما در امانت و باز ستادن امانتشان نداشته اند ، نه تنها حقّ انتخاب و حقّ حیات را از آنان سلب نمودید ، بلکه کرامت انسانی آنان را با پلید ترین رفتارها به ابتذال کشاندید.

5- شما که دائماً به بهانة دشمن ستیزی ، هر نوع انتقاد و مخالفت مردم را به توطئة دشمنان و بیگانگان نسبت داده و می دهید و مردم حماسه ساز قبل از انتخابات را ، به بهانة اعتراض آنان به نتیجة انتخابات و ربودن رأیشان توسط ایادی شما و ستاد کودتا ، عاملان دولتهای بیگانه و مجریان انقلاب مخملی می خوانید و پس از بازداشت های فله ای ، آنان را در اختیار بازجویان جلّاد خود (که هیچ حدّ و مرز قانونی و دینی و اخلاقی و انسانی نمی شناسند) قرار می دهید تا از طریق اعمال شکنجه های وحشتناک قرون وسطایی، توهمات اربابشان را به صورت اقاریر و اعترافات نمایشی بر زبان آنان جاری ساخته و تحویل بی دادگاههای ولایی شما دهند ، چه وجه تشابهی با امام علی دارید ؟ و اصولاً چه تشابهی بین نظام ضد دینی و ضد انسانی شما و نظام مبتنی بر حقّ و عدل امام علی است که شبیه سازی می کنید تا با عوام فریبی و به لجن کشیدن دین خدا و ولیّ او ، چند روزی بر عمر ننگین نظام ضد جمهوری و ضد اسلامی خویش بیفزایید ؟

6- به راستی این دشمنانی که دائماً از آنان سخن می گویید کیانند و چه ویژگی هایی دارند ؟ و اصولاً معیار دوست و دشمن چیست؟ اگر ظلم و غارتگری معیار شناخت بیگانگان و دشمنان است آیا ظلم آشکار و تعدی و تجاوزهای بی شمار شما و ایادیتان به مال و جان و مال و نوامیس مردم، شما را در ردیف بیگانگان و دشمنان قرار نمی دهد؟ شما که دائماً مردم را از هجوم و سلطة بیگانگان می ترسانید آیا تا کنون از خود پرسیده اید که اگر بیگانگانی نظیر آمریکا و اسرائیل بر این مملکت مسلط شوند آیا بدتر از شما با مردم رفتار می کنند؟ آیا لحظه ای اندیشیده اید که در نظر اکثریت ملت تحت ستم ، ماهیت رژیم ولایی شما از رژیم اسرائیل بدتر و خطرناکتر است ؟ چرا که اسرائیلیان زندانیان فلسطینی را شکنجه می کنند و دژخیمان شما مردم بی گناه و ملت خویش را مورد شکنجه های جسمی و روحی و جنسی قرار می دهند . آری در نظر مردم، جنایاتی که چماقداران حکومتی شما با خوابگاههای دانشجویی و دانشجویان بی گناه کردند از هیچ بیگانه ای انتظار نمی رفت.

7- در حکومت علوی ، وقتی که پیشوای مسلمین می شنود که در نقطه ای از قلمرو اسلامی، خلخالی را به ستم از پای یک زن یهودی ربوده اند ، بر خود سیلی می زند و می فرماید که اگر کسی از شنیدن این خبر و ننگ وقوع این عمل در قلمرو اسلام دق کند نباید بر او خرده گرفت. اما در حکومت ولایی شما بازجویان و دژخیمان با اختیار تامّ و خیالی آسوده از هرگونه مجازات احتمالی ، هر بلایی که مایلند بر سر زندانیان بی گناه می آورند و جان و حیثیت انسانی و ناموس آنان را مورد تجاوز قرار می دهند و پس از تجاوزات بی شرمانة جنسی آنان را به قتل می رسانند و حتی برای محو آثار جنایتشان ، قربانیان را با آتش یا اسید می سوزانند و جسد آنها را شبانه یا در بیابانها رها کرده و یا به صورت گمنام در گورهای دسته جمعی بهشت زهرا پنهان می نمایند و شما در روز روشن و در برابر دیدگان خانواده های مظلوم و داغدار خانواده های آنان و نیز یک ملت دربند و همة جهانیان ، از جایگاه نماز جمعه به تعریف و تمجید از جنایتکاران پرداخته و با افتخار از ظرفیت بالای نظام برای سرکوب فریاد حق طلبانة ملت سخن می گویید. به راستی با چه رویی از امام علی و حکومت وی سخن می گویید؟ شما نه تنها شبیه او نیستید ، بلکه به عنوان کسی که همة ویژگیهای دشمنان امام علی (ع) را در خود جمع کرده اید ( آنچه شرّان همه دارند تو تنها داری ) حق ندارید نام آن بزرگوار را بر زبان آورده و اسوة عدالت را شریک جنایتهای نظام ضد دینی خویش کنید. آیا درد انتساب شما به امامی که قربانی عدالتخواهی خود شد و حاضر نبود برای حفظ قدرت و حکومت خویش و رسیدن به پیروزی ، کوچکترین ستمی را حتی بر دشمنان قسم خوردة خود روا دارد ، از درد ضربت شمشیر مسموم ابن ملجم دردناکتر و کشنده تر نیست ؟

 8- به راستی بین حکومت علوی که مبتنی بود بر صداقت و عدالت و احقاق حقّ مظلومین، و حکومت ولایی شما که بر دروغ و تقلب و خیانت در امانت مردم و تزویر و عوام فریبی و ارعاب و تهدید و سرکوب مردم بی گناه استوار شده است چه وجه تشابهی است ؟ چقدر عوام فریبی ؟ چرا حاضرید برای حفظ قالب نظام خود ، همة محتوای دینی و انسانی و اخلاقی انقلاب و اسلام را قربانی کنید؟ آیا لحظه ای اندیشیده اید که حاکمیت نظام اسلامی بی محتوای شما ، از تسلط هر حکومت بیگانه بر کشور خطرناکتر است؟ زیرا تسلط بیگانگان ممکن است مال و جان ملت را تباه کند، در حالی که حاکمیت نظامی که به هیچ حد و مرز قانونی و شرعی و اخلاقی و انسانی پای بند نیست و فقط نام دین را یدک می کشد نه تنها مال و جان و ناموس مردم ، بلکه دین و ایمان و فرهنگ جامعه را به تباهی و ابتذال می کشاند.

 9- شما شبیه امام علی نیستید و مخالفین شما هم شبیه مخالفین امام علی نیستند. زیرا هر سه گروه مخالف امام علی ، بر علیه عدالتخواهی امام شمشیر کشیدند . در حالی که مخالفین شما برای احقاق حق انتخاب مردم و تعیین تکلیف رأی ربوده شدة آنها در برابر شما به اعتراض ایستادند و با مسالمت و مدنی ترین شکل ممکن به تحقیر ملت توسط کودتاگران و دزدان رأی مردم اعتراض کردند. نه باتوم داشتند و نه سلاح سرد و گرم ، در حالی که ایادی آشوبگر و اغتشاشگر شما هم باتوم داشتند و هم سلاح سرد و گرم و سبعیت . پس با چه منطقی خود را به جای امام علی می نشانید و مخالفین خود را به جای مخالفین امام علی؟ و بی شرمانه از مدارای با مخالفین دم می زنید ؟

10- بنابراین ، اگر استبداد و خودکامگی اندک توانی برای دیدن واقعیات و حقایق در شما باقی گذاشته باشد که بعید می نماید ، خواهید دید همانگونه که نظام ولایی شما هیچ شباهتی به نظام علوی ندارد و مخالفین شما نیز هیچ شباهتی با مخالفین امام علی ندارند ، روش سیاسی شما و حکومت ولایی تان هم هیچ شباهتی با روش سیاسی حکومت علوی ندارد. امام علی نه تنها هیچ کس را مجبور به بیعت نکرد ، بلکه حقوق هیچ مخالفی را از بیت المال قطع نکرد و هیچ مخالفی را قصاص قبل از جنایت نکرد . در حالی که حکومت ولایی شما نه تنها مردم را از حقّ حاکمیت محروم ساخته ، بلکه مخالفین را به گناه نکرده قصاص کرده و دست تجاوز به مال و جان و نوامیس مخالفین گشوده و پای اهانت و تحقیر بر حیثیت و کرامت انسانی ملت بزرگ ایران نهاده است.

 11- ادعای پایگاه مردمی برخاسته از 40 میلیون رأی مردم و حضور 85 درصدی مردم در انتخابات نیز پوشالی است و قابل مصرف برای چماقداران و جلادان و دژخیمان حکومتی و درصد قلیلی از مردم طرفدار شما . زیرا حضور پر نشاط تودة مردم و بویژه جوانان در ایام تبلیغات انتخاباتی ، و حضور 85 درصدی مردم ( که ناشی از فعال شدن تمامی رأی های خاموش در داخل و خارج کشور بود ) ، قطعاً برای ادامة وضع موجود نبود. نسل جوان و مردم مأیوس و قهر کرده با نظام و انقلاب برای تغییر وضع موجود به صحنه آمدند نه برای تثبیت آن و تمامی شعارهای امواج خروشان مردم در ایام تبلیغات انتخاباتی بیانگر این واقعیت آشکار است . بدیهی بودن این امر به قدری بود که وقتی یک ساعت پس از اتمام انتخابات و قبل از آمدن تمامی صندوقها از شهرستانها ، ستاد کودتای وزارت کشور و برخی از خبرگزاری های وابسته به دولت ، محمود احمدی نژاد را با احراز بیش از 60 درصد آراء برندة انتخابات اعلام کردند مردم بهت زده شدند و احساس کردند کودتایی در حال شکل گیری است و وقتی نظامی شدن فضای شهر تهران از عصر روز انتخابات و حضور شما در تلویزیون و تبریک شتابزدة ایشان به احمدی نژاد ( قبل از اتمام شمارش آراء و بررسی شکایات و اعلام صحّت انتخابات توسط شورای نگهبان) را در کنار هم قرار دادند یقین کردند کودتا به رهبری شخص شما صورت گرفته است و به همین دلیل از روز 23 خرداد اعتراضات مردمی با شعار موسوی موسوی رأی مرا پس بگیر آغاز شد و مردم با حضور چند میلیونی خود در راهپیمایی روز 25 خرداد ، علیه توهینی که به شعور و حقّ انتخاب آنان شده بود فریاد اعتراض مسالمت آمیز خود را به گوش جهانیان رساندند. اما شما جاهلانه یا مغرضانه چشم خود را براین اعتراض گستردة مردمی (که یادآور حضور گستردة مردم در ایام پیروزی انقلاب اسلامی در سال 57 بود ) بسته اید و عوامفریبانه حضور گستردة اصلاح طلبانة مردم در انتخابات و نیز حضور معترضانه و میلیونی مردم تهران در روز 25 خرداد و پس از آن را به نفع خود و نظام ولایی رسوای خود مصادره کرده و بی شرمانه همة این واقعیات ( که نـــــــــــه ی بزرگ ملت به شما و رئیس جمهور منتصب شما بوده است ) را پایگاه مردمی نظام تلقی کرده و با تکیه بر آن به ملت اعلام جنگ می دهید و در سراب توهّم خویش ، روش سیاسی خویش را ادامة روش سیاسی امام علی می نمایید !!! زهی خیال باطل . غافل از اینکه طشت رسوایی شما از آسمان قداست بر زمین افتاده و عام و خاص ، پلیدی چهرة مستور در پس پردة قداست و امامت مسلمین جهان را بوضوح دیده اند و برملا شدن جنایات دژخیمان نظام ولایی ، حنای همة ادعاهای پوشالی شما را بی رنگ ساخته است.

12- آری ، رژیمی که وحشیانه تر از هر مهاجم بیگانه با ملت خویش رفتار می کند از هر بیگانه ای بیگانه تر است و ادعای دفاع از مظلومین فلسطینی توسط چنین نظامی، از تلخ ترین لطیفه های تاریخ است که نظام ولایی شما مبدع آن بوده است . بنابراین از این پس ملت ایران ، قدس شریف (عدالت ، آزادی و کرامت انسانی) دربند خویش را نه در سرزمین فلسطین ، که در سرزمین غصب شدة کهریزک و اوین و هزاران بازداشتگاه و زندان رسمی و غیررسمی رژیم ولایی و جای جای وطن به یغما رفته اش ، جستجو کرده و برای رهایی آن از چنگال ایادی غاصب بدتر از اسرائیلِ نظام استبداد دینی شما که تمامی سرزمین پاک ایران را همانند غزه به زندانی بزرگ تبدیل کرده ، تلاش می کند و پتک سنگین تمامی آه و ناله ها و نفرین ها و فریادهای دلخراش مادران و پدران داغدار و همسران و فرزندان به سوگ عزیزانشان نشسته و تمامی ملت ستمدیدة ایران بر سر استکبار مولود نظام ولایی شما فرود خواهد آمد.

به امید رهایی هر چه سریعتر ملت مظلوم و شجاع ایران و نیز اسلام منادی آزادی و عدالت از چنگال متحجرین و قدرت پرستان نظام استبداد دینی جمعی از اساتید و اعضای هیأت علمی دانشگاههای تهران

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388  |
 یک قاضی دیگر در سنندج ترور شد

يک قاضي ديگر در سنندج ترور شد

ایرنا: حسن داوطلب داديار مجتمع قضايي سنندج حدود ساعت 9 روز چهارشنبه در مقابل منزل هدف سو قصد قرار گرفت.براساس اين گزارش وي به بيمارستان بعثت سنندج منتقل شده و به گفته شاهدان از ناحيه گردن مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.مسوولين بيمارستان تاکنون از وضعيت وي گزارشي نداده اند.چهارشنبه هفته گذشته نيز داديار شعبه چهارم دادگاه سنندج از سوي افراد مسلح مورد سو قصد قرار گرفته بود.
همچنين در شب بيست و يکم ماه رمضان نيز امام جمعه موقت سنندج ترور شده بود.

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388  |
 شهادت ماموستا ملا برهان عالی در شب قدر

شهادت ماموستا ملا برهان عالی در ماه

مبارک رمضان….

سنی نیوز: در این ماه مبارک و در این شبهای ملکوتی قدر که شیطانهای جن در غل و زنجیر اسارت حق قرار گرفته‌اند، شیطانها و خفاشان شب پرست و خون آشام صفوی تیغ ابن ملجم بدست درپی ریختن خون مظلومان ستمدیده‌اند.

بنا به گزارش خبرنگار سنی نیوز از منطقه:

در این ماه مبارک و در این شبهای ملکوتی قدر که شیطانهای جن در غل و زنجیر اسارت حق قرار گرفته‌اند، شیطانها و خفاشان شب پرست و خون آشام صفوی تیغ ابن ملجم بدست درپی ریختن خون مظلومان ستمدیده‌اند.

ساعت ۱۱ شب ۲۳/ رمضان ـ که شاید شب قدر ماه مبارک رمضان امسال نیز بوده است ـ جنایتکاران صفوی ماموستا ملا برهان عالی را جلوی خانه‌اش در نزدیکی مسجد قبای شهرک بهاران سنندج ترور کردند. و اینگونه بر داغ و غم و اندوه مردم مسلمان این شهر در سالروز شهادت حضرت امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب ـ رضی الله عنه ـ که در ۲۱/ رمضان بود افزودند.

ماموستا برهان شهید امام جمعه مسجد بهاران سنندج، شخصیتی علمی و اجتماعی بود. ایشان از سیاست بکلی کناره گرفته بودند. و روحیه‌ی شاد او باعث شده بود جوانان اهل سنت منطقه گرد او حلق زنند.

چثمان بخون آغشته‌ی شهید طی مراسمی باشکوه که همه اقشار جامعه اهل سنت منطقه و بسیاری از هواداران شهید که از استانها و شهرستانهای مختلف کشور حضور بهم رسانیده بودند، بعد از نماز ظهر از مقابل مسجد قبای شهرک بهاران سنندج بر دوش عزاداران و دوستدارانش حمل گردیده به پاس وداع با شهر و مردم محبوب خویش در بین اشکهای سیل آسای آنها از میدان اصلی شهر بسوی قبرستان محمدی بحرکت درآورده شد. و در قسمت شهیدان این قبرستان بخاک سپرده شد.
شاید شهادت این عالم دانشمند و مؤمن متعهد پس از ادای نماز تراویح در این شب پرفیض خود دلیلی است بر مقبولیت ایشان در درگاه الهی. و شاهد و گواهی است بر ددمنشی خون آشامان صفوی..

 

هدف از این ترور ناجوانمردانه

خبرگزاریهای دروغ پرداز رژیم صفوی سعی کردند با پاشیدن خاک بر چشمان مردم حقائق را دگرگون سازند.

ابتدا اعلام کردند که ایشان از طرفداران احمدی نژاد بوده است!!

اولا: ماموستای شهید هیچ میل و علاقه‌ای به سیاستهای دروغین از پیش تعیین شده و بازی انتخابات نداشتند. ایشان چون سایر اندیشمندان ایرانی بر این اعتقادند که در ایران نظام انتصابات در جریان است و انتخابات یک نوع بازی است برای خندیدن به ریش ملت..

ثانیا: طرفدار یک جناح سیاسی بودن کفر نیست!

حداقل برای اهل سنت ایران احمدی نژاد با سایرین هیچ فرقی ندارد. آنهایی که امروز دم از اصلاحات می‌زنند دیروز که بر فرق ملت سوار بودند جنایتهایی در حق اهل سنت ایران روا داشتند که گمان می‌رود در برنامه‌ی کاری احمدی نژاد باشد و هنوز فرصتش را نیافته!

اگر دیروز احمدی نژاد شیخ علی دهواری را جلوی مسجدش ترور کرد و امروز ماموستای مظلوم را در شب رمضان ـ که شاید هم شب قدر باشد ـ جلوی چشمان زن و فرزندش بشهادت می‌رساند، سردمداران پیشین در حکومت رفسنجانی و موسوی و کروبی؛ ماموستا کاک ناصر سبحانی، و احمد مفتی زاده‌ها و بهمن شکوریها و شیخ ضیائیها و احمد صیادها را با تبر تکه تکه کرده در پلاستیک بسته بندی کرده در خیابانهای شهر انداختند!…

پس این ترفند گمراه کردن اذهان عمومی حداقل در جامعه‌ی داغدیده و آگاه اهل سنت ایران خریداری ندارد…

سپس همین خبرگزاریهای دورغ پرداز و خون آشام صفوی این جنایت را به گروه سلفی نسبت دادند!!…
اولا: همه می‌دانند که همه‌ی مکاتب فکری اهل سنت از ریختن خون مظلوم بیزار هستند. و ویرانی کعبه در تصور آنها از ریختن خون مظلومی بسیار بی بهاتر است.
دوما: حکومت در تلاش است بین مکاتب فکری اهل سنت تنشهایی ساختگی ایجاد کند و آنها را بجان هم بیندازد. و این سیاست را ابتدا در مناطق کردستان شروع کرده به بلوچستان و مناطق جنوب و شمال کشور گسترش داد. ولی بشکرانه‌ی حق و بیداری ملت آگاه اهل سنت این دسیسه با شکست مواجه شد.

اهل سنت ایران بخوبی می‌دانند شیعه صفوی جز پرستش ایده‌های خرافی خویش بهیچ راضی نیست. و در نظر آنها شیعه‌ای که از خرافات رمیده، و سنی چه صوفی باشد یا سلفی، چه حنفی باشد یا شافعی، و چه اخوانی باشد یا تبلیغی، چه ملا باشد یا عامی، چه کودک باشد یا پیر سالخورده، چه دختر باشد یا بیوه زن لب گور، همه و همه کافرند و حق زندگی ندارند!!..

و با وجودی که حکومت بشدت در تلاش است بگونه‌ای این جنایت ننگین را کم رنگ جلوه دهد. نتوانسته چیزی از حقیقت آنرا در اذهان عمومی مردم تحریف کند.
مردم ایران به مرحله‌ای از رشد و آگاهی رسیده‌اند که نمی‌توان آنها را با چند دروغ و مکر و حیله رسانه‌های اجیر دولتی گمراه ساخت!…

 

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388  |
 علیرضا بهشتی آزاد شد

علیرضا بهشتی آزاد شد

behshti_alireza_09

پارلمان‌نیوز: فرزند شهید دکتر آیت الله بهشتی بعد از چهار روز حبس آزاد شد.

بر اساس گزارش‌های اولیه رسیده به پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، دکتر علیرضا بهشتی مشاور ارشد میرحسین موسوی و نماینده او در کمیته پیگیری حقوق بازداشت‌شدگان و آسیب دیدگان بعد از انتخابات که 18 خرداد بازداشت شده بود دقایقی پیش آزاد شد.

از سوی دیگر شنیده می‌شود در آخرین ساعات روز پنجشنبه بعد از پیگیری‌های انجام شده به خانواده بهشتی اعلام شد که با سپردن وثیقه می‌توانند مقدمات آزادی فرزند شهید بهشتی را فراهم کنند که به دلیل ابلاغ دیر هنگام این تصمیم، تامین و سپردن وثیقه تا روز گذشته به طول انجامید.

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388  |
 امام جمعه ی موقت سنندج وبهاران ترور شد

امام جمعه موقت سنندج و بهاران ترور شد

امام جمعه موقت سنندج و بهاران اين شهر ساعت 23شنبه‌ در منزل شخصي‌اش توسط افرادي ناشناس به قتل رسيد.

ماموستا برهان عالي بعد از خواندن نماز تراويح به منزل خود مراجعه كرده تا دوباره براي مراسم شب قدر به مسجد برگردد كه در اين فاصله افرادي ناشناس با شليك چند گلوله وي را از پاي در ‌آوردند.

به گفته افرادي كه در مراسم شب قدر مسجد قباي بهاران سنندج حضور داشتند، افرادي ناشناس با مراجعه به درب منزل وي و به بهانه پرسش سئوال شرعي و ديني از منزل خارج و وي را به قتل رسانند.fgsg

‌ماموستاعالي يكي از روحانيون برجسته كردستان بود كه در جريان انتخابات براي احمدي‌نژاد كار مي‌كرد و مورد قبول و احترام تمامي مردم سنندج بود.

اين اتفاق دومين حادثه‌اي است كه بعد از ترور نافرجام قاضي دادگاه انقلاب سنندج در طول چهار روز گذشته در سنندج روي داده است.

فرماندار سنندج اين اتفاق را در راستاي توطئه دشمنان به منظور ناامن جلوه دادن و نامني اذهان عمومي دانست و گفت: آنها مي‌خواهند كه با طرح چنين توطئه‌هايي ايجاد اختلافات را در منطقه كليد بزنند و از اين محل به اهداف شوم خود برسند.

محمدتقي حيدري افزود: اين توطئه احتمالا به برخي از گروه‌هاي سلفي و گروه‌هاي ملحد ارتباط دارد و چون آنها همواره با شكست روبه‌رو بوده‌اند و در جامعه جايگاهي ندارند، دست به چنين اعمال زشتي مي‌زنند.

وي با اظهار تاسف از اين حادثه از همه اقشار مختلف جامعه به ويژه روحانيون معزز منطقه خواست تا با اتحاد بيشتر در راستاي خنثي كردن هرچه بيشتر توطئه‌هاي اين گروه‌هاي ملحد تلاش كنند.
منبع:خبرگزاری فارس

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388  |
 دستور خامنه ای برای بازداشت مهدی کروبی

دستورخامنه ای برای بازداشت کروبی

شبکه جنبش راه سبز(جرس): شنیده ها ازمنابع آگاه خبری تهران حاکیست خامنه ای دستور بازداشت کروبی را صادر کرده است.
اکبر هاشمی رفسنجانی در دیدار با اعضای مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام که ریاست آن را حسن روحانی به عهده دارد با اشاره به جلسه خودش و آیت الله خامنه ای گفته است:  من از همه چیز کناره گیری خواهم کرد ،اجازه اقامت  نماز جمعه را هم که نمی دهند.
اوهمچنین از اینکه همه چیز در اختیار سپاه است و اوضاع توسط نظامیان سپاهی کنترل می شود اظهار نگرانی کرده است.
وی در ادامه اشاره کرده که به آیت الله خامنه ای گفته:  شما نباید دستور دستگیری مهدی کروبی را صادر می کردید.
وی در پایان دیدارش اعلام کرده با ادامه این روند، اوضاع پیچیده تر خواهد شد و پاسخی که آیت الله خامنه ای به او داده تنها سکوت بوده است.

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در شنبه بیست و یکم شهریور 1388  |
 عکسهای شیطان پرستان

عکسهای شیطان پرستان

کنجکاو نظرتون در مورد این عکسها هستم

2953493

dbnznk

dgjuaw

e19m4n

fei96s

izau4p

nb84t0

2e2qej9

15eialg

15yx7ab

5a3jwz

واقعا که خیلی ...

پناه بر خدا از شر شیطان وشیاطین

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در جمعه بیستم شهریور 1388  |
 این هم مداح اهل بیت!!!!!!!!!!!

ارضی، مداح نزديک به احمدی نژاد : 100 نفر دختر و پسر را به استخری از مشروب برده اند و پس از تجاوز آنها به یکدیگر میان جمعیت آمده اند و زده اند و کشته اند

خبرآنلاين :  چهره ها  – منصور ارضی ادعا کرد 100 نفر دختر و پسر را به استخری از مشروب برده اند و پس از تجاوز آنها به یکدیگر و مصرف مواد مخدر به میان جمعیت آمده اند و زده اند و کشته اند.
به گزارش خبرآنلاین منصور ارضی ادامه داد: با ورود ماهواره به خانه ها شرایط به گونه ای شده است که ادعای تجاوز هم برای عده ای افتخار شده است.
وی از کسانی که در مراسم شب قدر در مسجد ارگ شرکت کرده بودند خواست تا برای پایان یافتن حوادث اخیر، مرگ عاملان اصلی جریانات مخالف را از خدا بخواهند.
منصور ارضی در مراسم شب نوزدهم در مسجد ارگ گفت: عامل اتفاق های اخیر این جوان های خام نیستند بلکه آنها رهبرانی داشته اند که قصد داشتند آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی را بریزند.
وی با شیخ الخوارج خواندن کروبی، تصریح کرد: همانطور که رهبری فرمودند رای دادن به هر یک از 4 نفر کاندیدای ریاست جمهوری برای رای دهنده مسئولیتی ندارد و نیازمند توبه نیست.

 

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388  |
 بیانیه شماره 12میر حسین موسوی

بیانیه شماره 12 میرحسین موسوی: باطل رفتنی است

بسم الله الرحمن الرحیم
 
خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سیدعلیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است.
 
آنان به بند كشیده شده‏اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خون‌های به‌ناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده‏اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر می‌برند در حالی که عاملان فجایع اخیر آزادند و مسئولان ادعا میكنند حتما به جنایاتی كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانیان را پیگیری می‌کردند این کار را انجام می‏دهید؟
 
المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسان‌ها در فرزندانشان پاسداری می‌شود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می‏پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده‌اید؟
 
مردم ایران!
کاملا پیداست که تلاش‌های شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهایی خطیر در پیش‌رو قرار گرفته است. دستگیری كسانی چون دكتر بهشتی یك نشانه است كه از حوادثی سهمگین‌تر خبر می‏دهد. اما باطل رفتنی است و آن چیزی كه به مردم سود می‏رساند باقی می‏ماند.
 
و اما ما ینفع الناس فی‏مكث فی الارض. آرامش و هوشیاری خود را حفظ كنید. سلسله حوادث جدیدی كه آغاز شده است به مانند دیگر تحركات كور این ایام برای مخالفان شما جز خسارت باقی نخواهد گذاشت. مراقب باشید كه آن‏ها شما را تحریك نكنند و به هنگام نابودكردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.
 
اینجانب به ویژه هتك حرمتی كه از بهشتی مظلوم شده است را به فرزندان آن شهید و شاگردان و پیروان و دوستداران او و تمامی دلبستگان به انقلاب و اسلام تسلیت می‏گویم و از خداوند آرزومندم ضایعه‌ای كه با این عمل در قلب مردم ما ایجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.
 
میرحسین موسوی

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388  |
 دفتر مهدي كروبي پلمپ شد
دفتر مهدی كروبی پلمپ شد
ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388  |
 يك دروغ ديگر گزارش خبر20:30

یک دروغ دیگر گزارش خبری 20:30

مطلب دريافتی : دیشب در پایان اخبار 20:30 در مورد کشته شدن فردی به نام احمد کار گر سخن به میان آمد . http://i17.tinypic.com/4dbnapy.gif با نشان دادن وبلاگی که متعلق به احمد کارگر (دستیار ارشد معاون سیاسی سابق وزارت کشور باقر ذولقدر ) و خبرنگار روزنامه شلمچه بود از دیدن نام خود در لیست کشته شدگان احساس تعجب کرده بود  .http://tinypic.com/42lws2x.gif
حال آنکه ایشان دانشجو نیست و از عوامل لباس شخصی ها در کودتای انتخاباتی بود نام او می توان را در کنار نام هایی مانند احد قدمی و روح ا… بهمنی (دو داماد پروین احمدی نژاد )، مصطفی خیریان (مشاور نهاد ریاست جمهوری ) ، سیب سرخی و برادران ( مداحان چماغدار حزب الله ) ، مهدی قاسمی ( فرمانده خیابانی سپاه ) و حسین سازور و منصور ارضی (مرجع مداحان) نام برد. او همچنین بازجو بسیاری از خبرنگاران روزنامه های دوم خردادی می باشد ، او سال ها در لباس خبر نگاری و تحت امر قرارگاه ثارالله به منزل بسیاری از سیاسیون که از آن جمله می توان عبدالله نوری را نام برد حمله برده است. کاظمینی بروجردی روحانی منتقد که چند سال پیش در ماه رمضان دستگیر شد زیر نظر تیم احمد کارگر بازجویی شد . او همچنین از جمله افراد لباس شخصی بود که در حالی که قصد تیر اندازی روبه جوان سبز پوش را داشت مورد حمله مردم قرار گرفت و در درگیری که قصد خلع سلاح کردنش بود تیر به پای خودش اصابت کرد و مجروح شد . http://www.mypicx.com/thumb/1950214094_08242009_1.jpg 
http://www.mypicx.com/thumb/122292276_08242009_2.jpg
وبلاگ احمد کارگر  http://ahmadak.blogfa.com/
|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388  |
 کاریکاتور
---------------------------------------------------------------------------------------------

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------------------------

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

---------------------------------------------------------------------------------------------------------

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در سه شنبه هفدهم شهریور 1388  |
 بيانيه شماره 11ميرحسين موسوي خطاب به ملت ايران

بیانیه شماره 11 میرحسین موسوی خطاب به ملت ایران

برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.

میرحسین موسوی بیانیه ای خطاب به ملت ایران صادر کرد. به گزارش “کلمه” در این بیانیه ضمن  تاکید برحفظ نظام در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از جمهوری اسلامی اتخاذ رویکردی اجتماعی برای حل مسئله ضروری دانسته شده است. در این بیانیه آمده است : برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم.
در این بیانیه همچنین  بر ضرورت استفاده کامل ازظرفیت های قانون اساسی، سویه اجتماعی شکل گیری راه سبز امید، تلاش برای استیفای حقوق ملت و بازگشت به آرمان های  مغفول و مظلوم انقلاب اسلامی تاکید شده است. موسوی در پایان نیز راهکارهای نه گانه برای برون رفت از بحران ارائه کرده است.
به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه شمار 11 میرحسین موسوی بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
مردم شریف، آزاده و آگاه ایران!
نزدیک به سه ماه پیش از این زمانی که شما در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شرکت کردید، با این باور به پای صندوق‌های رأی رفتید که با تأکیدهای مکرر مسئولان و تلاش نهادهای مدنی، از آرای تان در برابر مقاصد قدرت‌طلبانه گروهی اندک پاسداری خواهد شد. اما تخلف‌ها و تقلب‌های سازمان‌یافته و حوادث تلخی که متعاقب آن صورت گرفت، از رویدادی که بنا بود سرمایه‌ای برای ملت ما فراهم آورد تاسفی بزرگ باقی گذاشت. مشکلی که می‌توانست در فرآیندی منصفانه و بی‌طرفانه مهار شود با بی‌تدبیری مسئولان امر، با یورش تبلیغاتی رسانه‌های دولتی و حمله نیروهای امنیتی رسمی و غیررسمی به تجمعات آرام و مسالمت‌آمیز مردم، به بروز انشقاق، ابهام و اختلاف عمیق و گسترده اجتماعی منجر شد، وضعیتی که پیامد بلافصل آن جز گسسته شدن رشته‌های اعتماد میان مردم و حکومت نیست.
جمع کثیری از دلسوزان حوزه‌های اجتماعی، فرهنگی و سیاسی کشور و نیز مراجع عظام تقلید و نیروهای آگاه حوزه‌های علمیه نسبت به افسانه‌پردازی‌های رسانه‌های دولتی و حوادثی چون برگزاری دادگاه‌های نمایشی فاقد پشتوانه حقوقی و شرعی، برملا شدن فهرست بلند قربانیان، برخوردهای غیرانسانی با بازداشت‌شدگان و افشای وجود بازداشتگاه‌های غیرقانونی واکنش نشان داده و خواستار رسیدگی به آنها هستند، بلکه همه دلبستگان به نظام جمهوری اسلامی، این دستاورد مبارزات یک صد ساله مردم و تبلور مطالبات اساسی آنان برای دستیابی به آزادی، استقلال، عدالت و پیشرفت در سایه دینداری، اینک نگرانند.
حفظ تمامیت ارضی و استقلال ملی و صیانت از کیان کشور در مقابل مطامع بیگانگان و دفاع از اصل نظام جمهوری اسلامی در روند شتاب‌زده حوادثی که پی‌در پی رخ می‌دهند چاره‌چویی برای خروج از شرایط موجود را بیش از پیش ضروری ساخته است، هرچند همه به خوبی آگاهیم که در درون دستگاه‌های حكومتي و شبه‌حكومتي افرادی وجود دارند که تنها راه ادامه حضور خود در قدرت را التهاب‌آفرینی و بحران‌زایی‌های پیاپی و طفره رفتن از حل مشکلات و نابسامانی‌هایی می‌دانند که خود مسبب آنها بوده‌اند. آنها همچنان به دنبال پوشاندن و پنهان کردن بحران های موجود با بحران های بزرگ تر و توسعه رفتارهای نابخردانه خود به مرزهایی خطرناک‌ترند، تا جایی که پس از ایجاد این همه پیچیدگی در فضای کشور اینک بي‌توجه به عواقب سنگين رفتارهاي خود با بهانه جویی‌های واهی زمزمه هایی خطرناک از جمله  زمزمه تسویه های وسیع از دانشگاهیان آزاده و متعهد را سر می‌دهند.
از این روست که اتخاذ رویکردی اجتماعی (و نه صرفاً حکومتی) برای حل مسئله به ضرورتی اجتناب‌ناپذیر تبدیل شده است، ضرورتی که لازمه آن، بهره‌گیری از ظرفیت‌های مردمی نظام جمهوری اسلامی است.
اساس چنین رویکرد متفاوتی، پذیرش واقعیت تعدد و تنوع باورها و نگرش‌های موجود در خانواده بزرگ، باستانی و خداجوی ایران زمین است. این راه و رسم پیامبران الهی و جانشینان آنان بوده و نشان از سنتی الهی دارد که مقام و کارکرد هدایت نشان دادن راه است و وظیفه داعيان دين به فراهم ساختن بستر مناسب برای رشد و شکوفایی توانمندی‌های انسان جهت تعالی و تکامل محدود می‌شود. تاریخ به روشنی نشان می‌دهد که هر گاه حکومت‌ها خواسته‌اند به سوی محو تعدد و تنوع موجود در جوامع بشری دست دراز کنند، چاره‌ای جز متوسل شدن به چهره‌های ظاهرا گوناگون اما در جوهر یکسان استبداد نداشته‌اند، راه حل‌هایی که نتیجه آن نه یکدست شدن افراد جامعه، بلکه بروز نفاق و دوچهرگی در زندگی مردم خواهد بود و بس. اتخاذ چنین رویه‌ای نه ممکن است و نه براساس آنچه آموزه‌های قرآنی به ما یاد می‌دهد مطلوب است.
پس از حوادثی که در این مدت کوتاه بر جامعه ما گذشت کیست که نداند وضعیتی که ایران امروز در آن قرار دارد حاصل استیلای چنین طرز تفکر اشتباهی بر تصمیم‌گیری‌های کلان كشور است. دستیابی به این وجدان عمومی دستاورد بزرگی است که گاهی قرن‌های متمادی از عمر ملت‌ها و تمدن‌ها صرف تحصیل آن می‌شود و چه هزینه‌های گزافی که در این راه نمی‌پردازند. اما مردم ما این موهبت بزرگ را با هزینه هایی بسیار اندک و ظرف مدتی کوتاه به دست آوردند. مردم ما اینک با پوست و گوشت و استخوان خود دریافته‌اند که تنها راه همزیستی مسالمت‌آمیز سلیقه ها و گرایش‌ها، و اقشار، اقوام، مذاهب و ادیان گوناگونی که در این سرزمین پهناور زندگی می‌کنند اذعان به وجود تنوع و تعدد شیوه‌های زندگی و اجتماع بر کانون آن هویت دیرینه‌ ای است که آنان را به یکدیگر پیوند می‌زند، اگرچه فهم‌های ضعیف و باژگونه از دین هضم نکنند که این اذعان نه بدان معناست که اسلام ناب دین حق و آئین خاتم و صراط مستقیم نیست، بلکه یعنی اجباری در دین وجود ندارد، به درستی که راه از بیراهه بیان شده است. لا اکراه فی الدین قد تبین الرشد من الغی.
از اینروست که علیرغم تمامی حوادث تاسف بار و مرارت‌خیز این ایام، مردم ما اینک به نتایجی بسیار ارزشمندتر و ماندگارتر از انتخاب یک فرد دست یافته‌اند و این آن چیزی است که آنها را نسبت به اقدامشان برای شرکت در رویداد انتخابات و هزینه هایی که در قبل و بعد از آن متحمل شده اند دلگرم می کند.
در ماه هایی که گذشت نیرویی عظیم از ملت ما آزاد شد، نیرویی که باید به کارآمدترین شیوه برای سعادت بلندمدت او به خدمت گرفته شود. مردم ما از آنچه می‌خواهند آگاهند. آنان تصویر شکوهمند اراده خود را در آیینه آنچه که سپری شد مشاهده کرده‌اند و می‌دانند که سرمایه و توان تحقق بخشیدن به خواست‌های خود را دارند و در این میدان انبوه نخبگان و زبدگان دوشادوش آنان ایستاده‌اند. لذاست که اینک همه ما از یکدیگر می‌پرسیم چه باید کرد؟ این سوالی از سر ناامیدی و یا بلاتکلیفی نیست، بلکه می‌پرسیم با این سرمایه عظیم، با این امید تجدید حیات یافته و با این توانمندی‌های فراهم شده چه باید کرد؟
به راستی چه باید کرد؟ در پاسخ به اين پرسش نخستین قدم آن است که بدانیم چه باید بخواهیم تا بهترین و بیشترین را خواسته باشیم. اگر در یافتن پاسخ این سوال خطا کنیم قطعا همه یا بخشی از این سرمایه فراهم آمده را از دست داده ایم. بلکه حساسیت این انتخاب بسیار بیشتر از این است. نیروی عظیمی که ملت ما فراهم آورده توان آن را دارد که کشور را به سکویی بلند برای جهش به سوی پیشرفت‌های مادی و معنوی ارزشمند ارتقا دهد و یا در یک آنارشي درازمدت فرو برد. این که نتیجه حرکت ما چه خواهد بود تماما به انتخاب درست ما در این مرحله بستگی دارد.
برخلاف آنچه دستگاه‌های تبلیغاتی دولتی سعی در القای آن دارند، این ما هستیم که بازگشت اعتماد و آرامش به فضای جامعه را خواهانیم و این ما هستیم که از هر اقدام تندروانه و خشن امتناع می‌کنیم. ما خواسته‌هایی بسیار روشن و منطقی داریم. ما حفظ جمهوری اسلامی را می خواهیم، و تقویت وحدت ملی، و احیای هویت اخلاقی نظام و بازسازی اعتماد عمومی به عنوان اصلی‌ترین مولفه قدرت ساختار سیاسی کشور جز با پذیرش حق حاکمیت مردم و کسب رضایت نهایی آنان از نتایج اقدامات حکومت، و شفافیت در تمامی اقدامات از طریق اطلاع‌رسانی مستمر ممکن نیست. در نهضت سبزی که آغاز شده است ما امر غيرمتعارف و نابهنگامی نمی خواهیم. آنچه ما می‌خواهیم استیفای حقوق از دست رفته ملت است.
استیفای کدام حقوق؟ در درجه نخست حقوقی که قانون اساسی برای مردم در نظر گرفته است و مطالبه برای اجرای بی‌کم و کاست و بدون تنازل آن. آری! در قانون اساسی برای اداره برخی از شئون کشور راهکارهایی ارائه شده است که شاید زمانی پاسخگوی مقتضیات جامعه و جهان ما نباشد. اما در بخش‌هایی دیگر از همین قانون راه روشن اصلاح آنها پیش‌بینی شده است. در میثاق ملی ما مشروعیت همه ارکان حکومت متکی به رأی و اعتماد مردم است، تا جائی که اگر دقیق ملاحظه شود خواهیم دید حتی نهاد نظارت‌ناپذیری چون شورای نگهبان از هیمنه نگاه مردم به دور نیست. آری! در قانون اساسی وظایفی سنگین، از جمله وظیفه نظارت بر انتخابات بر عهده شورای نگهبان قرار گرفته است؛ انسان‌های غیرمعصومی که ممکن است در دام خطا و گناه بیفتند و دچار وسوسه قدرت شوند. اما در همین قانون به صراحت اعلام می‌شود که برگزاری اجتماعات از سوی مردم آزاد است. اگر تنها همین اصل از میثاق ملی ما به درستی اجرا شود حتم داشته باشید که هیچ یک از ارکان حکومت هرگز امکان سوء‌استفاده از موقعیت خود را پیدا نمی‌کند.
قانون اساسی ما پر از ظرفیت‌هایی است که هنوز به فعلیت نرسیده‌اند؛ مسئولان گاهی با این حقیقت به گونه‌ای برخورد می‌کنند که گویی به عنوان امری مستحب مخیرند همچنان استفاده‌های بیشتری از ذخائر قانون اساسی ببرند. نه! هرگز چنین نیست. آنها مکلفند که این ظرفیت‌ها، آن هم تمامی این ظرفیت‌ها را به فعلیت برسانند. قانون اساسی مجموعه‌ای یکپارچه است و نباید بر روی بخش‌هایی از آن که منافع اشخاص و یا گروه‌هایی خاص را تامین می‌کند به صورت اغراق‌آمیز تاکید شود و بخش‌هایی دیگر که حقوق مردم را دربر گرفته است معطل باقی بماند، یا ناقص به اجرا درآید. پس از سی سال ما هنوز با اصولی از این میثاق ملی روبرو هستیم که سخن گفتن از اجرایشان دست‌اندرکاران را به خشم می‌آورد، به صورتی که گویی گوینده با جمهوری اسلامی مخالفت کرده است. تأمین آزادی‌های سیاسی و اجتماعی، رفع تبعیض، امنیت قضایی و برابری در مقابل قانون، تفکیک‌ناپذیری آزادی، استقلال و تمامیت ارضی کشور از یکدیگر، مصونیت حیثیت، جان و مال اشخاص، ممنوعیت تفتیش عقاید، آزادی مطبوعات، ممنوعیت بازرسی نامه‌ها، استراق سمع و هر گونه تجسس، آزادی احزاب و جمعیت‌ها، آزادی برگزاری اجتماعات، تمرکز دریافت‌های دولتی در خزانه‌داری کل، تعریف جرم سیاسی و رسیدگی به آن با حضور هیئت منصفه، آزادی بیان و نشر افکار در صدا و سیما و بی‌طرفی آن و . . . هر یک اصولی روشن از قانون اساسی ما را به خود اختصاص داده‌اند؛ اصولی که به راحتی و صراحت نقض می‌شوند و یا به صورتی ناقص و براساس تفسیرهای مخالف با روح این میثاق ملی به اجرا درمی‌آیند، تا جایی که در اجرای اصل ساده و روشنی چون آزادی تدریس زبان‌های قومی و محلی به صرف سلیقه و پسند شخصی مانع ایجاد می‌شود.
مشابه همین برخورد گزینشی با آرمان‌های انقلاب اسلامی نیز صورت گرفته است. ما خواستار احیای آن بخش فراموش شده از اهدافی هستیم که این نهضت عظیم به امید تحقق آنها آغاز شد. چه شعارهای بزرگی از انقلاب که اینک دم زدن از آنها روی کسانی را ترش می‌کند، تا جائی که گویی اینها شعارهای ضدانقلاب بوده‌اند. نمونه‌ای از آنها آزادی است؛ آزادی عقیده، آزادی بیان، آزادی پس از بیان، آزادی انتخاب کردن و انتخاب شدن، آزادی به تمامی آن معنای جلیلی که مردم ما در بهمن 57 تأمین آن را یکی از مهمترین اهداف خود می‌دانستند، به صورتی که پیروزی انقلاب را بهار آزادی نامیدند. این آزادی به مفهوم آزادی سیاسی و حق انتقاد بی‌هراس از حاکمان بوده است.
و مظلوم‌تر از انقلاب اسلامی، جمهوری اسلامی و قانون اساسی، خود اسلام است؛ دینی که بسیار از آن نام می‌برند و اندک به آن عمل می‌شود. چه بسیار که دین را سرند می‌کنند، هر چه از آن که منافعشان ایجاب نکند به فراموشی می‌سپارند و سلیقه‌ها و مصلحت‌های خود را متن اسلام می‌نامند، تا جایی که دروغ به مشخصه‌ای غیرقابل تفکیک از صدا و سیما تبدیل شود و زشت‌ترین بداخلاقی‌ها نشانه تعهد به دین پیامبری تلقی گردد که برای تکمیل بزرگواری‌های اخلاقی مبعوث شده است؛ شکنجه زندانیان و کشتن آنان، و اعمالی که قلم از ذکرشان شرم می‌کند.
اگر برای حکمرانی مبتنی بر دین تنها یک رسالت وجود داشته باشد آن این است که زمینه را برای زندگی توأم با ایمان آماده‌تر کند. پس چرا فاصله جامعه ما با زندگی ایمانی روزبه‌روز بیشتر می‌شود؟ این فاصله میراث انقلاب نیست. در تابستان گرم 58، چه بسیار بودند کسانی که برای نخستین بار رمضان را روزه گرفتند و از این تجربه خود لذت بردند؛ میراث انقلاب ما این بود. میراث انقلاب ما معنویتی بود که در دوران دفاع مقدس جامعه را فرا گرفت. میراث انقلاب ما پرورش روح‌های بزرگ و اخلاص‌های مثال‌زدنی بود. انقلاب ما نشان داد می‌تواند نورانیتی را که جامعه تشنه آن است تأمین کند. آخر یک بار هم که شده میراثی را که از امام خود تحویل گرفتیم با ایران امروز مقایسه کنیم؛ جامعه‌ای سودازده که در آن تحجر دولت‌سازی می‌کند؛ جامعه‌ای تقلب‌زده، دروغ‌زده.
برخورد گزینشی با پیام دین و آن را مناسب سلیقه و منافع خود درآوردن، خرافه و تحجر را به دامن آن بستن، پول و زور را جایگزین حکمت و موعظه حسنه کردن و بخش‌هایی از روحانیت، این شجره هزار ساله را دولتی ساختن بیش از این هم نباید نتیجه بدهد. زمانی که امام ما از اسلام ناب محمدی(ص) نام می‌برد و آن را در مقابل اسلام تحجرگرا و اسلام آمریکایی قرار می‌داد چنین روزهایی را می‌دید. این پوستین وارونه اسمش اسلام هست، اما رسمش اسلام نیست. ما خواستار بازگشت به اسلام ناب محمدی(ص)، این دین غریب هستیم. و خداونده وعده داده است که ما را به راه‌های رسیدن به این تحفه آسمانی هدایت کند. والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا. و کسانی که در راه ما کوشش کنند به تحقیق آنان را به راه هایمان هدایت می‌کنیم.
آیا در این چند ماهه ندیدید که او چگونه به این وعده عمل کرد؟ پروردگار ما ایمان‌هایمان را ضایع نکرد و نخواهد کرد، زیرا او به خلاف مدعیان، نسبت به مردم دلسوز و مهربان است. و ما کان الله لیضیع ایمانکم ان الله بالناس لرئوف رحیم. کام ملت از آنچه که گذشت تلخ است، اما کیست که دستاوردهای حاصل شده در عين اين تلخكامي‌ها را ناچیز بشمارد؟ ما با پوست و خون خود عظمت آنچه در این ایام کوتاه حاصل شده است را درک می‌کنیم. ما چه کردیم که به این دستاوردها رسیدیم. حقیقت آن است که جز ایمان به وعده الهی عملی متناسب با این همه پیشرفت نداشته‌ایم. به حوادث این ایام بنگرید و در هر كدامشان راه های خدا را که یکی پس از دیگری پیش پای ما گشوده شدند ملاحظه کنید. آنها را هم که ببندند دادار از وفا به وعده‌ای که داده است عاجز نمی‌شود و راه‌هایی دیگر پیش پای کسانی که برای او می‌کوشند می‌گشاید؛ راه‌هایی امن، راه‌هایی هموار، راه‌هایی مستقیم که بدون تردید ما را به مقصد می رسانند. چرا به خداوند توکل نکنیم حال آن که راه‌هایمان را به ما نشان داده است؟ و ما لنا الا نتوکل علی الله و قد هدانا سبلنا. با دسترسی به چنین راه‌هایی ما نیاز به تخطی از قانون، پشیمانی از مسالمت، توسل به تخریب یا وارد شدن به هر کوره راه دیگری نداریم.
و در آن سو نگاه كنيم كه مخالفان مردم با قدم گذاشتن در بی‌راهه ‌ها چگونه رو به نشيب مي‌روند. فرزندان انقلاب را به زندان انداختند تا اوهام خويش را ارضا كنند. آنها چه نتيجه‌اي براي  اين كار خود توقع داشتند؟ بدن رنجور قرباني ترور را به بند كشيدند  و ضارب او را آزاد و متمتع قرار دادند. آنها انتظار داشتند از اين كار جز ريختن آبروي خود چه سودي  ببرند؟ در سراشيبي كوره‌راهي كه درون آن افتاده بودند خردشان جا ماند و عنانشان در دست افراط‌گراني قرار گرفت كه نيمه‌هاي شب به خوابگاه دانشجويان غريب و مظلوم حمله مي‌كنند و رايج‌ترين كلمات در فرهنگ لغاتشان دشنام‌هاي ركيك است.
رهروان راه‌هاي خدا به اميدي كه از وعده او داشتند رسيدند؛ آيا مسافران بیراهه نيز به آن چيزي كه بايد انتظارش را مي‌كشيدند نرسيده‌اند؟ ملاحظه تقيه و تملق اين و آن و شنيدن بوي حرص و بخل و آز از دهان تمجيدگران، برخورداري از حمايت خطيبي كه از منبر مقدس نمازجمعه به خشونت  تشويق و به اعتراف‌گيري مباهات مي‌كند؛ ترس، ترس از تنهايي، ترس از آينده،‌ ترس از عاقبت، ترسي كه با ترساندن ديگران پنهانش مي‌كنند.
مردم فداکار ایران! پیمانی است بر ذمه فرزندان انقلاب اسلامی که در بازگرداندن آن به اصل نخستین‌اش از بذل هیچ کوششی کوتاهی نکنند، و عهدی است بر عهده همراهان و یاران شما که در راه مبارزه با متقلبان و دروغگویان به سرمایه اجتماعی و اعتمادی که ایجاد شده است، خیانت ننمایند. در عین حال تکلیفی است بر همه ما که اگر مصلحت کشور و مردم را در امری دیدیم از ملامت نترسیم و از شجاعت دریغ نورزیم. بنا بر چنین تعهداتی اینجانب برای رسيدن به آرمان‌هایی که پیش روی خویش داریم به جز ادامه راه سبزی که در این چند ماهه دنبال کرده‌اید پیشنهاد نمی‌کنم؛ راه سبز امید. راهی که از پیش از انتخابات آغاز کردید و همچنان با عزم های استوار در آن گام می زنید. راهی که با دعا و ندا و تکبیر، با گردهمایی های بزرگ و کوچک، با کوشش ها و جوشش ها  و گفتگوها و پرس و جوهای خود همچنان در آن قرار دارید.
ما برای اشاره به جنبشی که آغاز کرده ایم از عنوان «راه»  استفاده می کنیم تا توفیق‌‎هایی که در هر مرحله به دست می‌آوریم پایان کار ندانیم و همواره نگاه به کمالی برتر بدوزیم. علاوه بر آن ما در این مسیر چشم به جاده‌هایی داریم که هدایت الهی پیش‌پایمان قرار می‌دهد. ما می‌اندیشیم و تدبیر می‌کنیم، اما ایمان داریم که در عمل، تنها راه‌هایی که او برایمان می‌گشاید از خود کارسازی نشان می‌دهند.
ما در راهی که خداوند پیش رویمان قرار داده است از نماد «سبز» استفاده کرده‌ایم تا پرچم دلبستگی نسبت به اسلامی باشد که اهل بیت پیامبر(ع) آموزگاران آن بوده‌اند؛ اهل بیت خرد، اهل بیت محبت، اهل بیت نورانیت.
و ما «امید» را سرمایه خود قرار داده‌ایم تا حاکی از هویت ایرانی‌مان باشد؛ امیدی که این ملت را از گردنه‌های سخت تاریخ عبور داده و حیات او را در تلخ‌ترین روزهای این سرزمین تداوم بخشیده است؛ راه سبز امید.
چندی پیش، زمانی که از این نام برای بیان ویژگی‌های حرکت شما استفاده کردم تصور برخی بر آن قرار گرفت که حزب یا جبهه‌ای جدید در حال تشکیل است، حال آن که این راه به هیچ وجه مشابهی و یا جایگزینی برای سامان‌هاي سیاسی رسمی نیست و نیاز به آنها را منتفی نمی کند، بلکه حرکتی اجتماعی و دامنه دار برای ترمیم و ایجاد برخی از بنیادین ترین زیرساخت‌های سیاسی است که همه شئونات کشور را تحت تاثیر قرار خواهد داد و از جمله تشکل‌ها و احزاب  برای فعالیت ثمربخش بدانها احتیاج مبرم دارند. قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامان های سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوشش های خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم. اما راه سبز امید تشکلی از این نوع نیست. تحزب اساسا به معنای آن است که گروهی از همفکران در سازمانی مشخص و دارای سلسله‌مراتب شناخته شده گردهم بیایند. همچنین در یک حزب تأکید بر بیشترین همفکری و وحدت حداکثری در عقاید است، حال آن که راه ما به عنوان مسیری که تجدید و تقويت هويت ملی را هدف گرفته، بر وحدت حول حداقل نکات مشترک تکیه می‌کند؛ مجموعه‌ای پیام‌محور و متشکل از تمامی سازوکارهای مدنی کوچک و بزرگ که در مسیر خود هدفی مشترک را انتخاب کرده‌اند.
صورت ظاهری اقداماتی که برای تداوم و تقویت حرکت کنونی مردم انتخاب می‌شود در حکم لباسی است که بر قامت آن می‌دوزیم، و فاخرترین لباس‌ها تنها در صورتی برازنده خواهد بود که به فراخور واقعیت برده شود. واقعیت موجود در کشور ما نسبت به آنچه که در گذشته بود تغییرات شگرفی کرده است. آنچه اینک در جامعه ما نقش‌آفرینی می‌کند شبکه اجتماعی خودجوش و توانمندی است که در میان بخش وسیعی از مردم شکل گرفته و نسبت به پایمال شدن حقوق خود معترض است. این شبکه دارای ویژگی‌های منحصر به فردی است که به هنگام تصمیم‌گیری در مورد راه‌حل‌ها و اقدامات آتی، باید به آنها توجه کرد. آنچه اينجانب در پاسخ به سوال چه بايد كرد پيشنهاد مي‌كنم تقويت و تحكيم اين شبكه اجتماعي است.
تجربه چندین دهه از تاریخ ایران که ما از نزدیک شاهد آن بوده‌ایم نشان می‌دهد حرکات جمعی مردم ما تنها در دوران باروری، حیات و سرزندگی این هسته‌ها به نتیجه می‌رسند.   آن چیزی که از آن به عنوان جامعه‌ای زنده و فعال نام می‌بریم، جامعه‌ای که به صورت موثر، آگاهانه و خلاق نسبت به حوادث واکنش نشان می‌دهد و امكان استبداد و تخطي ساختارهاي قدرت از خواست‌ خود را از ميان مي‌برد ترکیبی تشکیل یافته از چنین شبكه‌ قدرتمندي است.
وظيفه‌اي كه امروز بر عهده همه ما قرار دارد و به صورتي فطري از جمع‌هاي كوچك و بزرگ و حتي احزاب و تشكل‌هاي سياسي ما سر مي‌زند آن است كه به صورت هسته‌هاي معين براي چنين شبكه‌اي عمل كنيم.
از مهمترین نقاط قوت این شبکه، شکل طبیعی اجزای آن است. این واحدها عبارت از گروه‌هایی کوچک اما بسیار متکثر از همفکرانی است که در قالب روابط سابقه‌دار دوستی یا خویشاوندی یا همکاری نسبت به هم آشنایی و اعتماد پیدا کرده‌اند، به صورتی که انحلال آنها امکانپذیر نیست، زیرا به معنای انحلال جامعه است. این واحدها همواره وجود دارند، اما به صرف وجود، شبکه اجتماعی موثری را شکل نمی‌دهند. با این همه اولین قدم در راه‌حل پیشنهادی اینجانب آن است که ما ایرانیان، در هر کجای جهان که هستیم، باید این هسته‎های اجتماعی را در میان خود تقویت کنیم. باید خانه‌هایمان را رو در روی یکدیگر بسازیم؛ به تعبیر قرآن خانه‌های خود را قبله قرار دهیم، یعنی به این هسته‌های اجتماعی که واحدهای بنیادین جامعه ما هستند بپردازیم، اهمیت آنها را بشناسیم و بیش از پیش به آنها رو کنیم تا قدرت‌های نهفته ای که دارند برای ما ظاهر شود. خانه های خود را قبله قرار دهیم؛ یعنی اگر تا پیش از این هر دو ماه یک بار همدیگر را ملاقات می‌کردیم اینک هفته ای دوبار گرد هم جمع شویم. قدرت شبکه های اجتماعی ما در این امر است.
گرد هم جمع شويم تا چه كنيم؟ اين نخستين سوالي است كه معمولا در چنين شرايطي از يكديگر مي‌پرسيم. ما معمولا تصور مي‌كنيم آنچه در اين گردهم‌آيي‌ها اهميت دارد كاري است كه در قالب آنها با كمك يكديگر به انجام مي‌رسانيم. البته این تصور درستی نیست، اما تصوری طبیعی است. از این روست که واحدهاي اجتماعي اگر محوری برای فعالیت‌های ثمربخش قرار نگیرند به‌مانند درختانی که میوه‌هایشان چیده نشود بازدهی خود را از دست می‌دهند، لذا باید آنها را موضوع تلاش‌های اثرگذار اعتقادی، اجتماعی، سیاسی، علمی، فرهنگی، هنری، ورزشی، عام‌المنفعه و دیگر فعالیت‌های مدنی مشابه قرار داد تا در درازمدت و پس از عبور امواج حادثه و عاطفه همچنان به ایفای نقش تاریخ‌سازی که از آنها انتظار داریم بپردازند.
جمع‌های خویشاندوندی، همسایگی، دوستی، جلسات قرآن، هیئات مذهبی، کانون‌های فرهنگی و ادبی، انجمن‌ها، احزاب، جمعیت‌ها، تشکل‌های صنفی، نهادهای حرفه‌ای، گروه‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا در رویدادهای هنری حاضر می‌شوند، حلقه همکلاسی‌ها، گروه فارغ‌التحصیلانی که هنوز دور هم جمع می شوند، همکارانی که با یکدیگر صمیمیت یافته‌اند، و . . . ؛ هر کدام از ما در چندین نمونه از این زیرمجموعه‎های کوچک عضویت داریم و این دست‌مایه اصلی گفتگو و ارتباط میان هسته‌های جامعه ماست. بلكه تجربیات اخیر نشان داد خرده‌رسانه‌هایی که از این روابط زاده می‌شوند می‌توانند سریعتر و موثرتر از هر رسانه عمومی دیگر عمل کنند، مشروط بر آن که ظرفیت‌های این شبکه از طریق توافق بر روی یک آرمان بزرگ به فعلیت برسد.
ما زمانی موفق به برقراری ارتباط موثر با یکدیگر خواهیم شد که در شعاری مشترک همصدا شویم؛ شعاری دقیق و عمیق که قادر به تأمین خواسته‌های ما باشد. بخش مهمی از توانمندی‌هایی که اینک در شبکه‌های اجتماعی ما ایجاد شده است مرهون آن است که شعار و آرمانی مشترک پیدا کرده ایم. تعادل طلايي ويژگي مهم اين شعار و آرمان است، به صورتي كه اگر بر آن بيفزاييم چه بسا كساني كه نتوانند يا نخواهند با آن همصدا شوند، و اگر از آن بكاهيم چه بسا قشرهايي كه اميدهاي خود را در آن نيابند. این بزرگترین سرمایه ماست که باید در پالایش و پاسداری از آن بیشترین دقت و همت را به کار بگیریم.
ما اگر صرفاً در یک انتخابات شرکت کرده بودیم برخورداری از حمایت اکثریت مردم برایمان کافی بود. اما در یک حرکت عظیم اجتماعی، اکثریت تنها زمانی به پیروزی می‌رسد که به اجماع نزدیک شود و آن گاه از مشروعیت غیرقابل‌مقاومت برخوردار خواهد شد که توجه خود را نسبت به دغدغه‌ها و حقوق کسانی که امروز یا فردا ممکن است متفاوت با او بیندیشند و در اقلیت قرار گیرند به اثبات برساند.
نمی‌توان از جامعه‌ای که بخش قابل توجهی از آن دچار جبر نان و از تأمین نیازها اولیه خود ناتوان است انتظار مشارکت گسترده در فرآیند توسعه سیاسی را داشت. البته عکس این رابطه نیز صادق است و جامعه‌ای که از آزادی‌ها و آگاهی‌های اساسی محروم شود در تأمین معیشتی که لیاقت آن را دارد نیز درمی‌ماند و حتی در عهد درآمدهای افسانه‌ای، به پیشرفتی بیشتر از صدقه‌پروری و واگذار کردن اختیار بازار و اقتصاد ملی خود به بیگانگان نائل نمی‌شود. ما بر این باوریم که آزادی زمانی دوام دارد که با عدالت توأم باشد. به همان اندازه که محدودیت‌های جاری برای آزادی بیان و امکان برگزاری اجتماعات نگران‌کننده است، وجود فقر، فساد و تبعیض در سطحی گسترده چشم‌انداز دسترسی به جامعه‌ای آرمانی مبتنی بر قانون اساسی را تیره می‌کند، به ویژه آن که در سیاست‌ سال‌های اخیر دورنمای روشنی برای خروج از ا ین وضعیت ملاحظه نمی‌شود، به صورتی که وارد آمدن صدمات اساسی به تولید ملی، تداوم فعالیت سودآور اقتصادی را به یک آرزو و یافتن شغل مناسب را به دغدغه اصلی جوانان و خانواده‌های آنان مبدل ساخته است.
راه‌های خدا متکثر است و برای دفع ظلم و استبداد و تحقق ایرانی پیشرفته، ما نباید به قدم گذاشتن در یکی از آنها یا همراهی با یکی از همفکران خود اکتفا کنیم. ما در پیوندهای خود به نظمی  نیاز داریم تا اگر دست تطاول و ظلم فردی یا افرادی از همراهانمان را ربود و واحد یا واحدهایی از این شبکه اجتماعی گسترده را ویران کرد، لطمه‌ای به حیات و پویایی آن وارد نشود و با تکیه بر خرد جمعی، در هر مرحله‌ای از این مسیر بتوانیم اهداف پیشاروی خویش را شناسایی و با بلندترین گام‌ها به سوی آن حرکت کنیم.
همچنین اگر در جناحی که قدرت خود را در مخالفت با مردم و خواسته های به حق آنان توهم کرده است خواستی برای برون رفت از بحران وجود  داشته باشد حداقل آنچه که در این مرحله می تواند به این هدف کمک کند اقدامات زیر است:
1.     تشکیل گروه حقیقت‌یاب و حکمیت مورد قبول همه ذینفعان در مورد انتخابات دهم ریاست جمهوری و رسیدگی به تخلفات و تقلب های انجام گرفته و اعمال مجازات برای خاطیان
2.     اصلاح قانون انتخابات به صورتی که شرایط برای برگزاری عادلانه و منصفانه انتخابات و اطمینان مردم از این امر فراهم شود.
3.     شناسایی و مجازات عاملان و آمران فجایعی که در حوادث پس از انتخابات بر علیه مردم صورت گرفته است در تمامی نهادهای نظامی، انتظامی و رسانه‌ای
4.     رسیدگی به آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات و خانواده‌های جان‌باختگان، آزادی همه دست‌اندرکاران، فعالان سیاسی و نیروهای مردمی دستگیر شده، مختومه کردن پرونده‌ها، اعاده حیثیت از آنان و خاتمه یافتن تهدیدها و آزارهایی که همچنان برای واداشتن آنان به عدم تظلم و پیگیری حقوق شان صورت می گیرد.
5. اعمال اصل 168 قانون اساسي در خصوص تعريف جرم سياسي و رسيدگي به جرايم سياسي با حضور هيئت منصفه
6. تضمين آزادي مطبوعات، تغيير رفتار جانبدارانه صدا و سيما، رفع محدوديتهاي اعمال شده براي برخورداري احزاب، گروههاي سياسي و نگرشهاي مختلف از ارائه ديدگاههاي خود در رسانه‌ها، به ويژه صدا و سيما و اصلاح قانون رسانه ملی به صورتی که رسانه ملی نسبت به اعمال خلاف قانون خود پاسخگو قرار گیرد.
7.    به فعلیت درآمدن ظرفیت های ایجاد شده در قالب تفسیر اصل 44 قانون اساسی برای ایجاد رسانه های شنیداری و دیداری خصوصی
8. تضمين حق اساسي مردم در تشکيل اجتماعات و راهپيمايي‌ها با اعمال اصل 27 قانون اساسي
9.     تصویب منع مداخله نظامیان در امور سیاسی و جلوگیری از دخالت نیروهای مسلح در فعالیت‌های اقتصادی
 
ما در راهی پر از نورانیت وارد شده‌ایم که از هم اینک سالخوردگان را جوان و جوانان را پخته کرده است. برای خود و شما در این مسیر از خداوند یاری می‌طلبم و امیدوارم با همکاری و همراهی همه دلسوزان نظام و انقلاب اهداف ملت در هر مرحله از این مسیر روشن و محقق شود.
 میرحسین موسوی

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388  |
 پخش اعلاميه راهپيمايي27شهريور در سطح شهر تهران

 پخش اعلامیه راهپیمایی 27 شهریور در سطح

شهر تهران

عکس : پخش اعلامیه راهپیمایی 27 شهریور در سطح شهر تهران

elamieh_27_shahrivar_1

elamieh_27_shahrivar_2

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388  |
 ديدار محرمانه وزير احمدي نژاد و وزير اسرائيلي

دیدار محرمانه وزیر احمدی نژاد و وزیر اسرائيلی

جهان نيوز : در حالی که تا ساعاتی دیگر اولین جلسه هیات دولت به صورت رسمی در جوار حضرت امام رضا   برگزار خواهد شد مراسم بدرقه وزیران دولت نهم نیز به همین مناسبت برگزار می شود. اما نکته جالب توجه در این میان پست هایی است که برای وزیران سابق در نظر گرقته شده است.
                
به گزارش جهان، از جمله وزیرانی که امشب با دفتر وزارتی خود وداع می کند محمد مهدی زاهدی وزیر علوم دولت نهم است که جای خود را به کامران دانشجو خواهد داد. اما زاهدی که روزگاری خود را نابغه ریاضیات می خواند در حالی از سمت عالی ترین مقام آموزشی کشور کنار می رود که سفارت چندین کشور حساس به وی پیشنهاد شده است. اما سابقه زاهدی در تعامل با کشورهای دیگر و نیز عدم تطبیق صحیح وی با معیارهای نظام مقدس جمهوری اسلامی از دغدغه هایی است که احتمال سفیر شدن وی در کشورهایی چون امارات و اندونزی را با ابهام جدی مواجه کرده است.
            
بر اساس این گزارش، زاهدی در دوران تصدی وزارت علوم با شرکت در اجلاس سزامی 2008 در کشور اردن بر خلاف قواعد و رسوم دیپلماتیک جمهوری اسلامی نه تنها با وزیر رژیم صهیونیستی در این اجلاس شرکت می کند بلکه به دور از چشم دوربین ها و اصحاب رسانه و در پشت درهای بسته به مذاکره با رالب (راغب) مجادله ، وزیر علوم وقت رژیم صهیونیستی می پردازد. هر چند تلاش های بسیاری برای رسانه ای نشدن این اتفاق انجام شد اما زمزمه سفارت زاهدی سایت جهان را بر آن داشت تا با انتشار عکس هایی از این دیدار مسئولان عالی دولت و مقامات دیپلماسی کشور را در انتخاب افراد آگاه به شئونات انقلاب اسلامی یاری کند.

zahedi_isr_09_6_1

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388  |
 گزارش تكان دهنده 20:30

گزارش تكان دهنده 20:30 از بازداشتگاه كهريزك

عصرايران – بخش خبري 20:30 كه به تهيه و انتشار اخبار يكسويه و جناحي شهرت دارد ،‌در اقدامي نادر ،‌ گزارشي نسبتاً‌ مفصل از بازداشتگاه كهريزك و جنايت هاي صورت گرفته در آن را پخش كرد به گونه اي كه اين بخش خبري كوتاه ،‌اين بار تا دقايقي بعد از ساعت 21 نيز ادامه يافت.
به گزارش عصرايران ، در اين گزارش ،‌ براي اولين بار تصاويري نزديك از بيرون و درون بازداشتگاه مخوف كهريزك به نمايش در‌آمد كه نشان مي داد ،‌اين مكان ، نه يك بازداشتگاه متعارف كه مجموعه اي از سوله ها و بناهاي احداث شده در يك محيط بياباني بوده است كه متاسفانه از آن براي نگهداري انسان ها در شرايط بسيار وخيم و مرگبار استفاده مي شد.

در اين گزارش كه مشخص بود دستور ويژه اي خارج از روال معمول 20:30 براي ساخت آن وجود داشته ،‌ نه تنها از توجيهات مبتذلي مانند اين كه قربانيان كهريزك قبل از بازداشت بيمار بوده اند خبري نبود وعاملان جنايات صورت گرفته ،‌نفوذي و ايادي دشمن خارجي معرفي نشدند بلكه در گفت و گو با پدر يكي از قربانيان كهريزك(مرحوم كامراني) وي به صراحت از برخي اظهارات عجيب از جمله اين كه كشته شدگان كهريزك ،‌مننژيتي بوده اند ،‌انتقاد شد و به علاوه سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي نيز صراحتاً‌ اعلام داشت متهماني كه جنايات كهريزك را رقم زدند ،‌ نيروهاي رسمي اين نيرو از درجه دار تا سرهنگ بوده اند و همچنين ذكر شد كه برخي قضات نيز در اعزام متهمان به كهريزك مرتكب تخلف شده اندكه پرونده هاي آنان نيز در مراجع قانوني تحت رسيدگي است.

در واقع اين بخش از گزارش ،‌رديه اي بود بر اظهارات تعدادي از مسوولان كه همواره تصور مي كنند با پاك كردن صورت مساله و انداختن تقصيرها بر دوش دشمن و عوامل بي نام و نشان نفوذي و … مي توانند از بحران ها عبور كنند و به زعم خود آبروي نظام را حفظ نمايند يا دوستان متخلف يا مجرم خود را تبرئه كنند.
همچنين بهرامي ، ‌رياست دادسراي نيروهاي مسلح نيز به صراحت گفت كه شرايط و رفتارهاي صورت گرفته در بازداشتگاه عامل مرگ تعدادي از بازداشتي ها بوده است و نه بيماري قبلي آنها و عللي از اين دست.

در واقع تصريح مقامات مسوول بر گناهكار بودن تعدادي از ماموران انتظامي و قضايي ،‌نويد بخش اين بود كه نوعي واقع گرايي در بررسي اين پرونده وجود دارد.

در اين گزارش همچنين به شرايط وخيم بهداشتي در كهريزك و ضرب و شتم بي رحمانه افراد دربند آن اذعان شد و خبرنگار سيما ،‌پاي صحبت برخي افراد شكنجه شده نشست كه از اقدامات انجام شده در دوران بازداشت ،‌شكايت ها داشتند.
در برنامه سيما ،‌همچنين از دستور مقام معظم رهبري در خصوص تعطيلي بازداشتگاه كهريزك و اقداماتي كه متعاقب آن توسط شوراي عالي امنيت ملي ،‌ قوه قضاييه ،‌مجلس شوراي اسلامي ،‌ نيروي انتظامي و استانداري تهران براي پيگيري موضوع و احقاق حقوق بازداشتي ها صورت گرفته نيز اطلاعاتي منتشر شد كه در بخشي از آن  مشخص شد كه تا كنون 98 ميليون تومان به رها شدگان از كهريزك غرامت پرداخت شده و تعدادي از آنان براي درمان عوارض ناشي از بازداشت ،‌به بيمارستان هايي در تهران و كرج معرفي شده اند.
حتي يكي از مسوولان استانداري تهران اين را هم گفت كه براي اشتغال افرادي كه مشكل اشتغال داشته و در پي بازداشت بيكار شده اند با وزارت كار رايزني شده است تا مشكلات آنها حل شود و جالب اينجاست كه برخي آزاد شدگان ،‌تقاضاي وام نيز داشته اند كه با اين تقاضاها هم موافقت شده است.

در بخش ديگري از اين گزارش سردار تشكري از شكايت صدها شهروند از نيروي انتظامي خبر داد و گفت به تمام اين شكايت ها رسيدگي  و هر جا كه ثابت شده ماموران پليس خسارتي وارد كرده اند ،‌غرامت پرداخت شده است.
اين در حالي است كه پيشتر برخي مسوولان مدعي بودند ماموران پليس هيچ تخلفي نداشته اند و خسارت هاي وارده به اموال مردم توسط اراذل و اوباشي بوده است كه لباس پليس پوشيده بودند!

در اين گزارش ،‌ همچنين تصاويري از ضرب و شتم مردم توسط نيروهاي ويژه پليس به نمايش درآمد و هنگامي كه اين تصاوير تكان دهنده پخش مي شد ، گزارشگر سيما در متني كه مي خواند بر لزوم برخورد با اين ماموران تصريح مي كرد و البته تاكيد داشت كه حساب اين افراد را بايد از حساب كليت نيروي انتظامي كه حافظ امنيت جامعه است ،‌ جدا كرد.

در پايان اين گزارش ،‌ سردار تشكري ،‌رئيس بازرسي كل نيروي انتظامي در مقابل دوربين صدا و سيما ،‌رسماً‌ از تمام كساني كه در هر مرتبه اي متحمل خسارت و آسيب شده اند ،‌ عذرخواهي كرد و همچنين محاكمه بي اغماض عاملان جنايات كهريزك و اجراي سريع احكام قضايي درباره آنها ،‌خواسته افكار عمومي جامعه اعلام شد.

از آنجا كه برنامه هايي مانند 20:30 نوعاً‌ عهده دار آماده سازي افكار عمومي براي رويدادهاي آتي هستند و رويكردهاي آنان در سطوح بالا -و نه فقط در حوزه تهيه كنندگان- تدوين مي شود ،‌به نظر مي رسد پخش چنين گزارشي كه در كارنامه سيما كم سابقه و شايد هم بي سابقه باشد ،‌نشان از عزم مسوولان ارشد نظام براي برخورد جدي با عملان جنايات كهريزك داشته باشد .

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388  |
 حكايتي شيرين

به مالت نناز به شبی بند است      به حسنت نناز به تبی بند است

 

این مثل را در مورد كسی می گویند كه به مال و مقامش می بالد و می نازد و مغرور می شود. داستان هم از این قرار است.

مردی بود كه ثروت زیادی داشت به طوری كه حد و حساب نداشت صاحب قصر مجلل  غلام و كنیز بود. روزی از روزها با خدم و حشم به حمام  رفت. هنگامی كه وارد خزینه حمام شد، غلام مخصوصش قلیان جواهر نشانی را برایش چاق كرد و هر مرتبه كه سر  از آب بیرون می آورد قلیان را به دهان او می گذاشت چند پك می زد و دوباره زیر آب می رفت. یك مرتبه كه سرش را از آب ببرون آورد با خودش گفت:« آیا كسی از من بالاتر هست؟ آیا ثروت مرا كسی دارد؟»‌ و به خودش مغرور شد. این فكر را كرد و به زیر آب رفت. همینكه سرش را از آب بیرون آورد، نه غلامی دید و نه قلیانی، صدا زد: « غلام ! ‎غلام » دید خبری نیست دلاكهای حمام به صدای او دویدند جلو. او فریاد زد: لباس های مرا بیاورید.»‌ اما دید دلاكها، دلاكهای همیشه نیستند، تعجب كرد. خودش آمد لباس بپوشید دید یك دست لباس پاره و كهنه به جای لباس هایش گذاشته اند. صدا كرد:«‌ پس لباس های من چه شده؟»‌ استاد حمامی و دلاكها آمدند گفتند: «‌ تو هر روز كه به حمام می آیی لباس كهنه های خودت را می گذاری و یك دست لباس تازه و نوی مشتری ها را می دزدی. حالا خوب گیرت آورديم.»‌ و او را گرفتند و كتك زدند ولباس پاره ها را به او دادند و از حمام بیرونش كردند.  وقتی وارد كوچه شد، دید این شهر جای دیگری است؛ شهر خودش نیست. ناچار در شهر گردش كرد تا شب شد. گرسنه و خسته شده بود و جایی نداشت برود. مجبور شد شب را در تون1 حمامی بگذراند. وارد تون حمام شد. دید سفره نانی در آنجا هست. دانست كه سفره نان مال تونوان2 است. سفره را پیش كشید و مشغول خوردن شد. شب را همان جا بسر برد و نزدیكی های صبح تون حمام را آتش كرد با خودش گفت: «‌عجالتاً كه نان تونوان را خورده ام در عوض حمامش را گرم  كنم.» تا اینكه تونوان از راه رسید مرد گفت:
«‌ رفیق، نان تو را من خورده ام ولی عوضش تون را آتش كرده ام و حمام گرم است.»‌ تونوان ازاو خوشش آمد و او را پیش خودش نگاه داشت چند روزی آنجا بود كه صاحب حمام دید عجب مرد زرنگی است و او را جامه دار حمام كرد. از آنجائی كه زرنگی و در ستكاری به خرج داد، حمامی از او خوشش آمد و دخترش را به عقد او درآورد.

بعد از چند سالی دختر حمامی صاحب دو فرزند شد و چیزی نگذشت كه حمامی مرد و ثروت او به دخترش رسید. اما مرد هر شب كه به خانه می آمد افسرده میان فكر فرو می رفت و دست به قلتق3 می نشست و با كسی حرف نمی زد. تا اینكه زنش یك شب از او پرسید: «  تو را به خدا به چه فكر می كنی؟»  آیا به پدر من یا به چیز دیگری؟»‌ زن آنقدر او را قسم داد تا اینكه مرد قصه را از اول تا آخر برایش گفت. زن به او گفت: «‌آدم وقتی صاحب ثروت شد نباید به مالش مغرور شود. اما حالا كه اینطور شده شب برو روی پشت بام پلاس سیاه به گردن بیندار و به درگاه خدای متعال توبه كن و از خدا بخواه تا دو مرتبه به خانه خودت برگردی. به شرطی كه اگر دعایت مستجاب شد در فكر من و این دو بچه هم باشی.‌»  مرد قبول كرد و با دل شكسته و پردرد رفت بالای پشت بام، پلاس سیاه به گردن انداخت و دو ركعت نماز حاجت خواند و به درگاه خداوند نالید و توبه كرد و مشغول مناجات بود كه خوابش برد. یك وقت صدای اذان صبح به گوشش رسید سراسیمه بلند شد و نماز صبح را خواند و از زنش خداحافظی كرد و رفت كه در حمام را باز كند. وارد حمام شد و لباسش را عوض كرد و رفت توی خزینه كه زیر آب خزینه را بزند.  وقتی سرش را از زیر آب بیرون آورد، غلام خودش را قلیان به دست بالای سرش دید. تا خواست بگوید «‌غلام چرا...؟ »  غلام زودتر گفت: «‌ آقا، این دفعه رفتی زیر آب طول كشید. چند دقیقه است كه منتظر شما هستم.»‌ مرد بقیه مطلب را فهمید و شكر خدا را بجا آورد، از میان خزینه بیرون آمد، دید حمام اولی است. غلامان لباس هایش را حاضر كردند و لباسش را پوشید و به خانه رفت. زن به او گفت: « ‌امروز كمی دیرتر از حمام آمدی؟»‌ مرد تعجب كرد و گفت: «‌ چند سال است، كه من رفته­ام. زن گرفته­ام. دارای دو فرزند شده­ام. تازه زنم می گوید امروز دیرتر آمدی.»‌ فهمید قدرت خدای بزرگ است واین بیت را گفت:

به مالت نناز به شبی بند است                    به حسنت نناز به تبی بند است

بعد چند نفر از غلامان را فرستاد و نشانی آن شهر را هم به آنها داد. رفتند زن و فرزندانش را آوردند. دیگر تا عمر داشت ناشكری نكرد  و به خودش مغرور نشد و ثروتش را در راه خدا خرج كرد.

یادداشت: دهخدا در امثال و حكم این ابیات را مترادف مثل فوق آورده است:

 

به حسنت مناز به یك تب بند است                 به مالت منار به یك شب بند است

 

 *******

 

   بر مال و منال خویشتن غره مشو               كان را به شبی برند و این را به تبی

 

 ******

 

بس خون كسان كه چرخ بی باك بریخت          بس گل كه برآمد از گل و پاك بریخت

بــر حسـن و جـوانـی ای پسر غـره مشـو        بس غنچه ناشكفته بــرخــاك بــرییخت 

( خیام )

 

علی اكبر دهخدا ،امثال وحكم ، ج 1 . ص 392 .


 


1 – تون حمام :  گلخن حمام

2 – تونوان : تون تاب

3 – بغل

 

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388  |
 

دست و دل بازی حزب الله لبنان، از کیسه ایران

3 هزار دلار هدیه به هر خانواده ای که شیعه شود
     با سلام- لطفا این  خبر را برای آگاهی مردم منتشر فرمائید. یکی از دیپلمات های لبنانی که چند روز پیش با هم دیدار داشتیم، با اشاره به 18 میلیارد دلار پول ایران که دولت ترکیه آن را ضبط کرده می گفت: حسن نصرالله قرار بود با این پول یک بانک تعاون در لبنان تاسیس کند تا به خانواده های شیعه وام مسکن، کمک هزینه زندگی و کمک مالی بیکاری پرداخت کند. همین دیپلمات می گفت که از مدتی پیش، حزب الله لبنان به هر خانواده ای که شیعه شود 3 هزار دلار هدیه می دهد. منبع تامین کننده این دست و دل بازی حزب الله لبنان، جمهوری اسلامی است.

واقعا جای تاسف است ما درایران خودمان افرادی را داریم که به نان شب محتاجند و از بی پولی وگرسنگی خودشان را به آب وآتش میرنند دولتمردان ما هم از سهم وحق این مردم بدبخت خرج دوستان وذینفعان خودشان می کنند

منبع:peiknet.com

|+| نوشته شده توسط جوان سلماسی در جمعه سیزدهم شهریور 1388  |
 
 
بالا